تبليغاتX
سرزمین عشق
سرزمین عشق



نامه ای از طرف خدا

http://imagehosting.gr/show.php/1017094_2-3-.jpg.html

امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم،امیدوار بودم که با من

حرف بزنی،حتی برای چند تا کلمه،نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبـی که

دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی،اما متوجه شدم که خیلی مشغولی

مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی،وقتی داشتی این طرف و آن

طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که

بایستی و به من بگویی:سلام،اما تو خیلی مشغول بودی،یک بار مجبور شدی

منتظر شوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز اینکه روی یک صندلی

بشینی،بعد دیدمت که از جا پریدی،خیال کردم می خواهی چیزی را به من

بگویی،اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین

شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظرت بودم،با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که

اصلا وقت نداشتی با من حرف بزنی،متوجه شدم قبل از ناهار هی دوروبرت را

نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی،سرت را به سوی من خم نکردی.

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری

بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی،نمی دانم تلویزیون را دوست

داری یا نه؟در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی

آن می گذزانی،در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش

لذت می بری،باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه

می کردی،شام خوردی و باز هم با من صحبت نکردی.

موقع خواب،فکر می کنم خیلی خسته بودی،بعد از آن که به اعضای

خوانواده ات شب به خیر گفتی،به رختخواب رفتی و فورآ به خواب رفتی

نمی دادنم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد،

آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

احتمالآ متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام

من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی،حتی دلم می خواهد به تو یاد

دهم که چطور با دیگران صبور باشی،من آنقدر دوستت دارم که هر روز

منتظرت هستم،منتظر یک سر تکان دادن،یک دعا،یک فکر یا گوشه ای از

قلبت که به سوی من می آید،

خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی،

خوب،من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود،

به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی،

آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟

اگر نه،عیبی ندارد،من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم

من هرگز دست نخواهم کشید.

دوستت دارم

روز خوبی داشته باشی.........

                دوست و دوستدارت

           خــــــــــدا

<img src="http://usera.ImageCave.com/soroush1363/Kiousk.com%20(8).jpg">

شنبه یازدهم مهر 1388 توسط شکیبا |

آفرینش زن

از هنگامي که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز مي گذشت.
فرشته اي ظاهر شد و عرض کرد:چرا اين همه وقت صرف اين يکي مي فرماييد ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را ديده اي ؟
او بايد کاملا'' قابل شستشو باشد، اما پلاستيکي نباشد.

بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگي قابل جايگزيني باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامني داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتي از
جايش بلند شد ناپديد شود.

بوسه اي داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوي خراشيده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت:شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد:فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته
باشند.
-اين ترتيب، اين مي شود يک الگوي متعارف براي آنها.

خداوند سري تکان داد و فرمود:بله.
يک جفت براي وقتي که از بچه هايش مي پرسد که چه کار مي کنيد،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روي صورتش است که وقتي به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را مي فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعي کرد جلوي خدا را بگيرد.
اين همه کار براي يک روز خيلي زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .
خداوند فرمود:نمي شود !!
چيزي نمانده تا کار خلق اين مخلوقي را که اين همه به من نزديک است،
تمام کنم.
از اين پس مي تواند هنگام بيماري، خودش را درمان کند، يک خانواده را با
يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.

فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
اما اي خداوند، او را خيلي نرم آفريدي .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمي تواني بکني
که تا چه حد مي تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد:فکر هم مي تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر مي کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد
.
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
اي واي، مثل اينکه اين نمونه نشتي دارد. به شما گفتم که در اين يکي
زيادي مواد مصرف کرده ايد.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتي نيست، اشک است.
فرشته پرسيد:اشک ديگر چيست ؟
خداوند گفت:اشک وسيله اي است براي ابراز شادي، اندوه، درد، نا اميدي،
تنهايي، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه ايد اي خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها
واقعا'' حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير مي کنند.

همواره بچه ها را به دندان مي کشند.
سختي ها را بهتر تحمل مي کنند.
بار زندگي را به دوش مي کشند،
ولي شادي، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند.
وقتي مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتي مي خواهند گريه کنند، آواز مي خوانند.
وقتي خوشحالند گريه مي کنند.
و وقتي عصباني اند مي خندند.
براي آنچه باور دارند مي جنگند.

در مقابل بي عدالتي مي ايستند.
وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد، نه نمي پذيرند.
بدون کفش نو سر مي کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهي يک دوست مضطرب، با او به دکتر مي روند.
بدون قيد و شرط دوست مي دارند.

وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند گريه مي کنند و و قتي
دوستانشان پاداش مي گيرند، مي خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان مي شکند.
در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده اندوهگين مي شوند،
با اينحال وقتي مي بينند همه از پا افتاده اند، قوي، پابرجا مي مانند.
آنها مي رانند، مي پرند، راه مي روند، مي دوند که نشانتان بدهند چه قدر
برايشان مهم هستيد.

قلب زن است که جهان را به چرخش در مي آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلي موجودند مي دانند که بغل کردن و
بوسيدن مي تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادي و اميد به ارمغان
مي آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند

خداوند گفت:اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد:چه عيبي ؟
خداوند گفت:قدر خودش را نمي داند


 

 

غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی  سوار بر بال پرنده محبت دید.
آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟
مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد...
مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...روزت را ارج می نهم و
بوسه میزنم بر جای پایت.

مادرم:
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند...


 

پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط شکیبا |

عشق دستمال کاغذی به اشک!

دستمال کاغذی به اشک گفت:

قطره قطره ات طلاســـــــــــــــــــــــــــــــــت

یک کم از طلای خود حراج می کنی؟

عاشقم با من ازدواج می کنی؟

اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی!؟

تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک می شوی و تکه ای

زباله می شوی،پس برو و بی خیال باش عاشقی کجاست!

تو فقط دستمال باش!

دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست

گریه کرد گریه کرد

در تن سفید و نازکش دوید خون درد

آخرش دستمال کاغذی مچاله شد

مثل تکه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت گرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت

چون که در میان قلب خود

دانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه های

اشـــــــــــــــــــــــــــــــــک

داشت .

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 توسط شکیبا |

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

یکشنبه ششم بهمن 1387 توسط شکیبا |

عشق حقیقی را باور کنیم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بعضی از ما در مورد عشق افکار خیلی بزرگی داریم

خیلی داد سخن می دهیم و در اغلب وبلاگها می بینیم این مسئله رو

در صحبت ها می شنویم اما از اون جا که خودمون رو خوب نمی شناسیم

و در واقع افکارمون درباره عشق خیلی کوچیکه،هیچ وقت به عشق واقعی

دست پیدا نمی کنیم و حتی در بیشتر مواقع از عشق متنفر هم می شویم.

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

درست همانند آدمی میمانیم که دلش می خواهد دنیا رو تغییر بدهد

اما می بینه دنیا خیلی بزرگه می ره تا کشورش رو تغییر بده اونم خیلی بزرگه

پس تصمیم میگیره بره شهرش رو تغییر بده و در آخر می بینه همه 

عمردویده و هیچ تغییری نتونسته ایجاد کنه و به آخر عمر رسیده و درست

درآخر عمر می فهمه اگه چیزی رو روز اول در درون خودش تغییر داده بود

می تونست عشق واقعی رو پیدا کنه و برایش شیرین ترین لحظات را در

تلخ ترین زمان ها بوجود بیاره

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

ما هم می توانیم در این عصر جدید بسازیم لیلی و مجنون های دیگر ،

شرین و فرهاد،یوسف و زلیخا .............. و همانند آنها به عشق

زیبایی و معنا و مفهوم و شیرینی ببخشیم .

نمی خوام منم مثل خیلی ها شعاری و کلیشه ای حرف بزنم یا پند و

اندرزی داده باشم بلکه می خوام بگم اگر خودمون رو خوب بشناسیم و بعد 

از آن عشق را بفهمیم و بدونیم از عشقمون چی می خواهیم می توانیم 

یک لیلی و مجنون دیگری باشیم و هرگز نگذاریم خواسته های بی جا،

مادیات ،هوا و هوس اشتیاق های زودگذر عشق ما را به

تنفــــــــــــــــر تبدیل کنه

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اگر می خواهیم عشق را خوب بشناسیم باید بدانیم عشق 

یک موهبت الهی است، عشق همانند بهشت است که هرکسی لیاقت 

وارد شدن به این بهشت برین را ندارد .

عشق سختی های خودش را دارد که باید تحمل کرد و سالیان بدنبالش 

دوید تا به راز حقیقتش دست پیدا کنیم .

عاشق و معشوق بودن با همسر بودن خیلی تفاوت دارد .

ما وقتی به نظر خودمون عاشق میشیم صبرمونو از دست میدیم و

فکر می کنیم بدون هم نمیتوانیم زندگی کنیم و باید باید زیر یک سقف

رفته و یکدیگر را در آغوش بگیریم و این یعنی رسیدن به عشق

                                    

 ولی غافل از اینکه وقتی همدیگر رو دوست داریم گوش هایمان کر،

چشمهایمان کور و عقلمان را از دست می دهیم و تنها با هم زندگی کردن 

را می بینیم و بعد از مدت اندکی به هم عادت می کنیم و روز به روز

ساعت به ساعت،ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظه جای خالی عشق را

حس می کنیم و این جوری میشه که تنفر به جای عشق در قلب ها 

می شینه و ما فکر می کنیم عشق چه بی معنیست

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

عشق واقعی به هم رسیدن نیست،عشق واقعی در قلب هم بودنه

عشق واقعی لمس کردن نیست ، عشق واقعی حس کردنی است

عشق حقیقی شریک زمینی نمی خواد،

عشق حقیقی شریک آسمانی می خواد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com 

هر کسی به این عشق رسید عاشق حقیقی هست و

 هرگز این عشق تبدیل به تنفر نمیشه

هـــــــــــــــــــــــــر گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــز

پس بیائید به گذشتگان و آیندگان ثابت کنیم ما هم می توانیم عشقمان را

بپرستیم و ستایش کنیم این موهبت الهی را ،ارج بگذاریم بر عشق های

آنان و گرامی بداریم عشق های پاک و آسمونی خودمان را .

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

این هم تقدیم به عزیزترینم

یکشنبه ششم بهمن 1387 توسط شکیبا |



آدم بعضی وقتها مجبوره بر خلاف میلش رفتار کنه و مجبوره که به حرف دلش گوش نده.
مجبوره رو دلش پا بزاره و مجبوره مغرور بشه و به دلش توجهی نکنه که چی می خواد
بعضی وقتها آدم ناچار میشه اون چیز یا اون کس رو که دوست داره فراموش کنه،چرا؟
چون حقش نیست یا اینکه نباید اون چیز یا اون کس رو داشته باشه
مجبور میشه چشماشو ببنده و دیگه به علایقش نگاه نکنه، دیگه آرزو نکنه
دیگه مثل گذشته احساس عشق و علاقه نکنه
اما وقتی به ته دلش مراجعه میکنه می بینه که نمی تونه
اما چه بتونه و یا نتونه بازم باید دور بشه و بمیره


زيباترين بهانه ي زندگي (نوید)
پرند (مهدی)
شهر فرنگ
ستاره شبامون
ازدواج
شعرهاي تنهايي
مرد تنها
عاشقانه يا پر از نفرت
به رنگ عشق
الناز
عاشقانه ها
تنها عشق مرحم زخم
افسونگر
عشق و دلدادگي
عشق يعني پيوند قلبها با هم
چشمهاي باروني
عاشقانه هاي شهر اهواز
دختري از كهكشان تنهايي
به رنگ عشق
پرنده
تبسم
عشق يا فريب
شيطونك
آئين خوشبختي
عشق
باغ باران
كاكتوس شماره 6
تنهايي و سوز عشق
آسمون عشق
بي نشونه
دوازده قدم براي ان اي
نفس تو رو مي خوام
دختر آتش
نگهبان سكوت
در جدال با خاموشي
بانو عسلي
رسم عاشق كشي
سرزمين عشق
من و تو
مداد رنگي
زهره
داداش ابراهیم
ساحل تنهایی
عاشق و غریب
نانسی
بامداد بخیر
تنها عشق من
صبح سفید
خلوت من
با یاد تو عمرم تموم نمیشه
تو در قلب منی
آدم برفی
ترانه های بی آهنگ ( هیوا )
نائین پاتوق(محمد)
نوشته های من(ماندگار)
دختر مهتاب
پسرهای عشق
تنها در خزان جوانی
غریبه ی آشنا
آذرخش( فهیمه)
تنها عشق من
کافه عکس
طرحی از عشق(فاطمه)
تنها در خزان جوانی
زندان زمان
می ناب
هر چی بخوای (کاظم)
بازی سرنوشت(یکتا)
فرشته عشق (پریا)
پرواز خیال
شب گرد عاشق (میلاد)
محبان المهدی (سارا)
پرواز را به خاطر بسپار ( ما )
محکوم به تنهایی
دختر شب (مریم )
عشق به ائمه اطهار (داداش ابراهیم )
کلبه تنهایی من( هیچکس )
رویای نیمه تمام (رویا )
ترنم دلتنگی های من (صنم )
عشق و زندگی( لیلا 7)
دوست
دروغ (عقیل و یلدا)
دوست دارم خیلی زیاد(سارا و نرگس)
عشق متفاوت (بهنام)
هفت رنگ مثل جامعه(ستایش)
حرفهای یواشکی( داوود )
نباشی در کنار من *من زنده نمیمونم(یاسی)
حرف دل (لیلی)
عشق ( شکیبا )
کلبه تنهایی (سعید برادر خوبم)
خدا*امید*زندگی( خواهرم سکوت)
عاشقان (ابراهیم و شکیبا)
تک ستاره عاشقی ( ستاره جون)
من و تو ( محیا و پیمان )
هدیه
.:ماه تولد شما - وبلاگ شما:.
شراب تلخ (اشکان عاشق)
میخانه عشق( یعقوب)
آسمون عاشقی ( دانیال عزیز)
بهار بیست
عکسهای عاشقانه(محمد جان)
دست نوشته های پسر ایرانی(اسدپور عزیز)
عکس نوشته های یک پسر ایرانی(دانیال عزیز)
کارت پستال( علی عزیز)
در قلب من همیشه(حسین)
قالب
قالب&کد آهنگ(امیر)
من عاشق زنی شوهر دار بودم
قالبهای جدید و توپ
ghaleb
دانلود آهنگ

جديدترين كدهای جاوا